تبلیغات
♥داستـــــــــانـــــــــ هــــــــای تخیـــــــلی من♥ - داستان دخترک
♥داستـــــــــانـــــــــ هــــــــای تخیـــــــلی من♥
تلاش ♥ پشتکار ♥ موفقیت



به ادامه بروید
یک دخترک پولدار بود که قدرپول هایش نمی دانست وهمه چیز را با دادن پول و رشوه بدست میاورد و از این کار زشتش ناراحت نبود.او قبلا دوستان فراوانی داشت و با کارهای زشتش دیگر دوستی نداشت. دو نفر از دوستانش که " رز"

 و"رزیتا"بودند و او با آنها  پول هایش راخرج می کرد و هرکاری که می کردنددخترک پول را می داد.. پدرش خیلی قدرپول را می دانست مادرش هم به رحمت خدا رفته بود. در خانه ی  آنها دستیاری بود به نام غلام. پدر از وضعیت ولخرجی دخترش ناراحت بود.
درخیال همسرش را می دید وازاومی پرسید چه کار کنم؟ انگار در خیالات،همسرش به او گفت، چه کار کند..به غلام یک نامه داد و گفت وقتی فقیرشدیم این رابه دخترم بده.
 ده روز بعدپدرش مرد.دخترک داشتمی کرد.دوستانش به اوگفتند:

 بیا برویم بستنی بخوریم .با سرعت رفت.غلام فهمید.به او گفت کجا میروید.دختر فوری گفت:الآن برمی گردم

دوهفته بعد 

دخترک دیددیگر پول ندارد.شروع به گریه کرد دوستانش وقتی همه چیز را فهمیدند به او گفتند: ما با تو قهریم. همین جورکه گریه می کرد غلام گفت پدرشما یک نامه به جاگذاشتندو گفتند که وقتی فقیر شدیم نامه رابه دخترم بده. دخترک با خوشحالی نامه را گرفت.ولی درآن

 نوشته بود تو زیر زمین یک دار آماده کرده ام تو هم خودت رادار بزن !دخترک گفت:نه!نه! من این کار را نمی کنم. بعد به یاد حرف های


 پدرش افتاد.انگار با آن نامه مهربانی پدر را دوباره لمس می کرد.به بیرون رفت تا برای آخرین بار با همه خداحافظی کند و پس از آن
 گفته ی پدر را عملی کند.
در آن جا" رز "و"رزیتا" رادید که به او نیشخند می زدند.دخترک در تصمیم خود مصمم تر شدکه خودش رادار بزند.به زیر زمین رفت تا خودش را با داری که پدر از قبل آماده کرده بود،به قتل برساند

نخ را کشید.از بالا کلی پول ریخت که پدرش برای او گذاشته بود.بعد از این اتفاق کلی گریه کرد و به حال خودش افسوس می خورد.از کارهای گذشته اش پشیمان گردید.او دیگر تصمیمش را گرفته بود که با رز ورزیتا که در پی فریب او بودند،رابطه ی دوستانه نداشته باشد

و   دیگر قدر پول هایش را بداند و برای خود کاری دستو پا کند...... 

نوشته:مهرانه بیست وچهارم شهریور1394

                                                                                                                                                                   

نوشته شده در جمعه 6 شهریور 1394 ساعت 07:00 ب.ظ توسط مهرانه : نظرات()

Design By : Bia2skin.ir


ABOUT

بازم سلام...
در اپتدا از معلمین عزیزم و مسئولین محترم مدرسه که درطول 5سال
تحصیل،در دبستان پیامبر اعظم(ص)زحمات
زیادی را متحمل شدند تشکر وقدردانی میکنم .
خب دوستان
حالتون چطوره خوبین دوستای گلم
امیدوارم بهتون خوش بگذره
نــــــــــــــظر یادتون نره
ـــــــــــ♥
ـــــــــــــــ♥
ـــــــــــــــــــ♥
ـــــــــــــــــــــــ♥
ـــــــــــــــــــــــــــ♥
ـــــــــــــــــــــــ♥
ــــــــــــــــــــ♥
ــــــــــــــــ♥
ـــــــــــــــــــــــــ♥
ـــــــــــــــــــــ♥
ــــــــــــــــ♥
ـــــــــــــ♥
ــــــــــ♥
Menu
Authors
LinkDump
Archives
Categories

LINKS
Servis
Design
TAGS
OTHER
♥♥ ♥ ♥♥

♥♥ ♥
♥♥ . ♥♥ ♥♥ ♥♥


♥ ♥
داستان روزانه
♥ ♥
ابزار وبلاگ نویسی
♥♥



کد کج شدن تصاویر

♥♥

♥♥ ♥♥


عکس زیبا

✿ زیبا ساز وبلاگ✿

وبلاگ ویژه دختران نوجوان

ش


عکس زیبا

✿ زیبا ساز وبلاگ✿


عکس زیبا

✿ زیبا ساز وبلاگ✿

♥ ♥


عکس زیبا

✿ زیبا ساز وبلاگ✿

♥ ♥

♥♥ ♥
قالب وبلاگ ♥♥

 ♥♥